تبليغاتX
فرهنگستان ترکمن - نگاهي به اقتصاد تركمن صحرا
تاریخچه و فرهنگ ترکمن
الف):‌ صحراي تركمن
صحراي تركمن ، جلگه وسيعي است كه بين 30/56 –15/54 درجه طول شرقي، و 38-36 درجه عرض شمالي واقع است. وسعت اين جلگه به 16375 كيلومتر مربع ، يا 1637500 هكتار بالغ مي گردد.
ارتفاع اين دشت در سواحل درياي خزر پائين تر از سطح درياهاي آزاد است ولي هر قدر بسمت خاور ، پيش رويم مرتفع تر مي گردد تا آنجا كه در منطقه گنبد كاوش ارتفاع به 38 متر ميرسد. حد شمالي اين جلگه رود اترك و مرز اتحاد جماهير شوروي ، وحد جنوبي آن خاكريزي شاه مرز مي باشد كه مرز مشترك قراء فارس نشين و تركمن ،بوده است.
ب):‌ مردم تركمن
دقيقا نمي دانيم، در چه زماني ، ايلات و عشاير تركمن در اين جلگه مستقر شده اند، قدر مسلم اينست كه از هزاران سال پيش ، حوضه رودخانه هاي گرگان و اترك ،مورد هجوم قبائلي بوده است كه از آسياي ميانه ، به دنبال آب و هواي مساعد ، و مرتع بهتر ، به اين سو در حركت بوده اند.
دسته اي از اين قبائل ، از شمال درياي خزر، به اروپا ميروند، وجلگه هاي آن قاره را تسخير مي كنند، و دسته اي ديگر از مسير خراسان و گرگان به ايران مركزي و غربي عزيمت مي كنند.2 تركمن هاي گوكلان و يموت ، يكي از اين دستجات است كه متجاوز از هزار از هزار سال قبل ، بر صحرا تركمن مسلط مي شوند.
بنا به گفته مرحوم دهخدا تركمان يا تركمن نام قومي است ترك در آسياي مركزي اين نام از قرن پنجم هجري (11 ميلادي ) تحت شكل جمع فارسي تركمانان ، توسط نويسندگان ايراني ، مانند گرديزي و ابوالفضل بيهقي استعمال شده بهمان نحو كه اغزدر تركي و غزدر عربي و فارسي بكار رفته . ميدانيم كه عزان نخست در مغولستان سكونت داشتند و در كتيبه هاي ارخون متعلق بقرن هشتم ميلادي ،ذكر ايشان در مغولستان رفته.
علاوه بر اين مراتب ، اسناد و مدارك تاريخي نشان مي دهد كه تركمن ها در زمان سلجوقيان ، در نواحي اترك و گرگان و قراقوم ، چراگاه و يورت داشته اند. تا آنجا كه سلاطين سلجوقي زمين و اقطاع آنها را برسميت مي شناختند. اسناد ديوان سنجر حاكي از آن است كه براي تركمن ها ، شحنه و داروغه در نظر گرفته مي شد. در سندي كه از طرف ديوان سنجر درباره انتخاب ايناج بلكاالوغ جاندار بيگ بعنوان شحنه تركمانان گرگان صادر شده ، از اين طايفه بعنوان شايسته ترين طبقات ياد گرديده است.
در اين فرمان به شحنه مذكور دستور داده شده است ، كه با مردم تركمن به نيكي رفتار كند ، وبران ها ماليات جديد وضع ننمايد، و نيز مانع شود كه به حقوق يكديگر ،تجاوز كنند. در اين فرمان همچنين به بزگران تركمن تذكر داده شده ، كه هر تقاضائي از حكومت دارند با شحنه در ميان نهند.
 ناگفته نماند كه سلجوقيان نيز دسته اي از تركمانان بوده اند كه از 429 الي 700 هجري ، يعني در حدود 300 سال بر اين مملكت حكومت كرده اند و قلمرو آنان بوسعت قلمرو ساسانيان و اشكانيان بوده است.

ج): صحراي تركمن تا 1312
مالكيت جمعي و قومي در صحرا تا سال 1312 ، صحرا تركمن در تحت تصرفات مالكانه مردم تركمن بود، كه نسبت به تمام اراضي مالكيت جمعي و مشاع داشتند. بديگر سخن ،در اين نشام اصولي بنام مناسبات ارباب و رعيتي و نظائران حاكم نبود.
مناسبات اقتصادي اجتماعي تركمن صحرا تا سال 1312
 اشاره: در شماره 238 ضمن ارائه موقعيت جغرافيايي تركمن صحرا و پيشينه تاريخي مردم آن، ذكر گرديد كه تا سال 1312 صحراي تركمن بصورت مالكيت جمعي و مشاع تحت تصرف مالكانه مردم تركمن بود و در اين نظام-مناسبات ارباب و رعيتي حاكم نبود. در اين شماره به ادامه مطلب مي پردازيم.مناسبات اقتصادي عادلانه در صحرا اصول مالكيت نسبت به آنچه كه در ديگر نقاط كشور جريان داشت كاملا متفاوت بود. در اين نظام كسي براي كشت و زرع متعرض ديگري نمي شد. هر يك از طوايف تركمن، اراضي مشخصي داشت كه حدود و ثغور آن بين افراد طوايف مختلف، معلوم و محترم بود. اين محدوده اصطلاحا «يورت» آن طايفه خوانده مي شد. يورت ها بوسيله حريمي از هم تفكيك مي شدند.طبق نوشتجات گذشتگان، مردم تركمن به دو دسته موسوم به چمور و چاروا، تقسيم مي شدند. چمورها، كساني بودند كه به كشت و زرع، اشتغال داشتند و عمده فعاليت آن ها كشاورزي بود و از اين طريق ارتزاق مي نمودند.
البته اين دسته، دام هم داشتند، ولي تعداد دام هاي آن ها، آن چنان بود كه عنوان دامدار پيدا كنند. چمورها ساكن بودند و كوچ نمي كردند.دسته ديگر،‌ چارواها بودند، كه اشتغال عمده آنها دامداري بود، و بدنبال مرتع از جائي به جائي، نقل مكان مي نمودند. البته اين دسته، دام هم داشتند، ولي تعداد دام هاي آن ها، آن چنان نبود كه عنوان دامدار پيدا كنند. چمورها ساكن بودند و كوچ نمي كردند.دسته ديگر، چارواها بودند كه اشتغال عمده آنها دامداري بود، و بدنبال مرتع از جائي به جايي، نقل مكان مي نمودند. بگفته ديگر ييلاق و قشلاق (سردگاه و گرمگاه) مي كردند. ولي نه چندان كه عنوان زارع بيابند. توليدات زراعتي آنها، حالت خود بسندگي داشت.انگيزه اصلي در اين نظام، بر طرف كردن حاجت هاي شخصي از طريق خود مصرفي در خانه يا «اوي» و يا در اوبه،‌و نيز فروش اضافه توليد در بازارهاي محلي بود، بدون اينكه كسي حق داشته باشد از ثمره و دسترنج ديگري استفاده كند.در اين نظام، هر يك از طوايف مي توانستند، در صورت خشكسالي و كافي نبودن علف، و يا اشكالات طبيعي در يورت طايفه ديگر به كشت و زرع، و چرانيدن اغنام و احشام خود بپردازند، بدون اينكه نيازي به كسب اجازه از طايفه صاحب يورت باشند، و يا ملزم گردند باج مرتع و يا بهره مالكانه بپردازند.
شرائط جغرافياي طبيعي، و خصوصيات انساني تركمن، چنين وضعي را اقتضاء مي كرد. در اين خصوص دكتر ا.ك.لمبتون چنين مي نگارد…زمين تركمن ها بي نهايت حاصلخيز است و هر قبيله در هر جا كه فرود ايد در زمين پيرامون خود همچون يورت شخصي يا موروثي خود عمل مي كند…هر چند كه در صحراي تركمن «بهره مالكانه» و «باج مرتع» بين طوايف تركمن معمول نبود، و هيچكس خود را محق به تحصيل چنين در آمدي نمي دانست، ولي بر عكس اگر كساني از خارج صحرا براي استفاده از مرتع اقدام مي كردند،‌ ملزم به پرداخت باج بودند. زيرا مالكيت تركمن در صحرا، از نظر دولت هاي مركزي و همسايگان فارس، مورد تاييد بود.دكتر لمپتون دراين مورد اضافه مي كند:قاطرچي هاي سمنان، شاهرود و استراباد معمولا چهارپايان خود را براي چراندن به تركمانان مي دهند و در مقابل از قرار هر راس يك تومان باج به آنان مي پردازند. تا اين دوره. غالب دامداران فارس براي اينكه گوسفند خود را در صحرا بچرانند، باجي مي پرداختند، كه اين رسم فقط بين تركمن و غير تركمن معمول بود.
مديريت مشاركتي در جامعه تركمن
در گذشته هر يك از ايلات و عشاير ايران، معمولا خان و رئيس ايلي داشتند كه همه ملزم به اطلاعت او بودند. پس از اينكه خان مي مرد،‌ معمولا خان زادگان به جاي او مي نشستند و امور ايل را اداره مي كردند و از حاكميتي بي قيد و شرط برخوردار بود. اين رسم نسلا بعد نسل ادامه مي يافت. اين اصول هنوز هم تا حدود زيادي بين ايلات و عشاير جنوب و غرب كشور معمول است.در صحراي تركمن چنين اصولي، وجود نداشت. هر كس بنا به استعداد شخصي، و اعتقادات مذهبي و رعايت اصول اخلاقي، مي توانست مورد تاييد و احترام ديگران واقع شود و شخصيت برجسته اي در ميان طايفه تحصيل نمايد. پس از مرگ او، شخصيت ديگري، بدون اينكه نسبتي با شخصيت قبلي داشته باشد، به اين مقام مي رسيد.
هر يك از طوايف تركمن، به وسيله شورائي كه «ياشولي ها» يا به گفته ديگر ريش سفيدان، اداره مي شد، بدون اينكه مقررات مدوني را جع باين موضوع وجود داشته باشد. اگر كار مهم و مساله و اشكالي پيش مي آمد، بلادرنگ يا شولي ها بدور هم جمع مي شدند و جلسه خود را تشكيل مي دادند و پس از بحث و گفتگو و بررسي دقيق موضوع تصميم مي گرفتند كه در اين مورد چه بايد بكنند. سپس موافق و مخالف براي اجراي راي شورا دعا مي خواندند و همگي چه موافق و چه مخالف بپا خواسته با عزمي راسخ متفقا براي اجراي آن تصميم به راه مي افتادند. اگر موضوع راجع به يك او به بود، يا شولي هاي آن اوبه، واگر بزرگ تر بود يا شولي هاي طايفه و چنانچه مربوط به صحراي تركمن بود يا شولي هاي تمام طوايف تركمن، به شور مي پرداختند.دكتر لمپتون چنين مي نويسد:تمام ايل زير فرمان يك ايلخان نيست. در مواقع لازم بزرگان و شيوخ و ريش سفيدان او به گرد هم مي آيند و با هم مشورت ميكنند و بر وفق نظر اشخاص مبرز و بزرگان و حتي افراد ساده ايلي، نسبت به كارهائي كه بايد انجام دهند، تصميم مي گيرند.فريزر، محقق ديگري كه در سال 1381 كتاب خود را نوشته است، در اين خصوص متذكر مي شود كه يموت ها و گوگلان ها خان ندارند،‌ بلكه ريش سفيداني دارند كه در حق آنان نهايت احترام را به جا مي آورند و در تمام مواردي كه مربوط به مصالح عامه باشد، پند آنان را مي شنوند، و اين ريش سفيدان دعاوي را هم فيصل مي دهند.هـ . ل . رابينو، كه سالها كنسول انگليس در گيلان بوده و سفري به مازندران و استراباد نموده، در اين مورد مشاهدات خود را راجع به آئين اجتماعي مردم تركمن چنين منعكس مي سازد: تركمن هاي ايراني بدو قبيله منسوب اند. يموت و گوگلان كه به تيره هاي جزء و دسته هاي كوچك و آنها نيز بدسته هاي كوچك تر تقسيم مي شوند. اين قبيله ها رئيس خاصي ندارند. با آن كه هر تيره يك آق سقل و يا ريش سفيد دارد، ولي مقام او منشاء قدرت و اثري نيست و فقط بواسطه كبر سن و تجربه و نفوذ شخصي به آن مقام مي رسد…
در صحراي تركمن، همه مكلف بودند كه به يكديگر كمك كنند. اگر مشكلي براي كسي،‌ و يا «اوي» و«اوبه» پيش مي آمد، مثلا«سيلي جاري مي شد و خساراتي به بار مي آورد، خانه اي ويران مي گشت، مرگ و ميري در دامها مي افتاد، و يا قحطي در نقطه اي ايجاد مي شد، شورا يا شولي ها بلادرنگ تشكيل مي شد و براي حل مشكل به بحث مي پرداخت . اين شورا، هزينه جبران خسارات را سرشكن مي كرد، و هر خانه سهمي مي داد و يا تصميم مي گرفت كه ديگران براي رفع مشكل، چه بايد بكنند.گاهي با سرشكن كردن هزينه ها، موضوع فيصله مي افت، و زماني افراد او به همه ملزم مي شدند كه به طور دسته جمعي به كار مجاني و بلاعوض به پردازند، و بياري مصيبت ديده بشتابند. اين معاضدت و كمك ها ياور ناميده مي شد.
آغاز طوفان رضاخاني در سال 1312
الف)روند انباشت سرمايه
در اين نظام ، به علت عدم وجود مناسبات ارباب و رعيتي ، فعاليت در رشته كشاورزي و دامداري ، رواج داشت و اختلاف طبقاتي وجود نداشت ، و كم و بيش توده مردم در يك سطح بودند . فقط بعضي به علت تجارت ثروت بيشتري داشتند، و يا به علل طبيعي دام هايشان بيتشتر مي شد ، ولي در هر حال همه داراي بضاعت بودند و فقير عنواني نداشت . صحراي تركمن ، بيش از مصرف خود ، گندم ،جو ، كنجد ، توليد مي كرد و اين محصولات را به گرگان (‌استرآباد ) و قراء اتك صادر مي نمود و يا از طريق دريا به حاجي طرخان و مازندران و قفقاز مي فرستاد.در اين سالها ، به خصوص دامداري ، در صحراي تركمن وضع شكوفائي داشت. طبق يك آمار رسمي ، بيش از سه ميليون راس گوسفند و بز در اين دشت به چرا مشغول بود، كه همه بافراد تركمن تعلق داشت . يلخي هاي ماديان ،گله هاي شتر ، از ديگر دامهاي اين ناحيه بود.طوايف تركمن ، همه سالها از طريق فروش گوسفند ، بز ، اسب ، قالي و قاليچه ، و صدور آن به ديگر نقاط كشور و يا خارج از ايران ، در آمد هنگفتي تحصيل مي نمود و در مورد تجارت اسب نيز از برتري نسبي برخوردار بود. اسب هاي تركمن ، به تمام نقاط داخلي كشور ، و نيز به روسيه و قفقاز صادر مي شد و از آنجا به اروپا ،ميرفت. تركمن امروز نيز اين برتري نسبي را كماكان در مورد فروش اسب حفظ كرده است.چون اين در آمدها مازاد بر مصرف بود ، قسمت قابل ملاحظه اي از آن همه ساله به صورت پول طلا و نقره وارد صحرا مي گشت، كه به علت پائين بودن حجم مصرف ، و بي نيازي به سرمايه گذاري ، كنز ميشد.ه.ل . را بينو در مورد توليدات صحراي تركمن چنين مي نويسد:غير از جو و گندم كه در زمين تركمن ها فراوان كاشته مي شود ، پشم و كمي هم ترياك محصول آن حدود است . فروش يموت را بيشتر چاروا يا باديه نشين ها مي بافند. گليم يا فرش ديگري بنام پلاس را زنان جعفرباي و اتاباي و داز مي بافند…
ب)ويژه گيهاي رفتار تجاري تركمنها
رابينو مي گويد: در كسب و تجارب و صحت عمل ، تركمن ها در سراسر سواحل دريا به قدري معروف اند كه آن ها مي توانند اجناس زياد به طور نسيه مثلا در مشهد سر و بندرگز از تجار بخرند بدون اينكه محتاج به تسليم هيچگونه سندي باشند. تركمن ها هميشه سر موعد ، تعهدات خود را انجام مي دهند وي سپس اضافه مي نمايد: يك نفر تركمن هيچوقت به خدا قسم نمي خورد و خيلي بندرت سوگند ياد مي كند . حرمت و ستايش ايشان نسبت به خدا آنقدر زياد است كه غالبا حاضرند از ادعائي درباره مثلا ده شتر يا صد گوسفند چشم بپوشند تا آن كه به قيد سوگند مالي را از آن خود سازند . همچنين فرد تركمن هنگام حضور در محكمه راجع به نهب و قتل و غارت از بيان حقيقت هر چند كه بر ضرر او باشد استنكاف ندارد. دشوار است كه در سراسر ايران يك فرد مسلمان مومن پيدا كنيد كه چنين كاري بكند…
… مردم گوكلان افرادي كشاورزند … تجارت گاو گوسفند و پارچه ابريشمي دارند و درخت توت پرورش مي دهند و كرم ابريشم تربيت مي كنند … مصنوعات ايشان نمد ، فرشهاي زبر ، و مقداري پارچه هاي ابريشمي است ژوبر سياح و محقق فرانسوي راجع به تجارت تركمن ها چنين مي نويسد:
شهر هشترخان چند كشتي نيز به مصب رود گرگان مي فرستد كه كمي در مشرق قلمرو استرآباد است . تركمن ها به آنجا پوست بره و دارو مي آورند…
سپس اضافه مي كند:تركمانان بازاري دارند كه غالبا روس ها با آن رفت و آمد دارند و آن نزديك مصب رود بزرگي بنام گرگان است كه پنج فرسنگي مشرق استرآباد مي باشد . كشتي هايشان فلزات و برخي كالاها از اروپا مي آورد و در ازاء هنگام بازگشت پوست بره و دارو با خود مي آورند…
اين نوشتجات ،حكايت از اين مي نمايد ،كه تا قبل از سال 1312 كه رضاخان كاملا بر صحرا مسلط شد ، و زمين هاي زارعان را تصرف نمود،مردم تركمن در اين دشت اباء و اجدادي خود ، به دامداري ،كشاورزي ،صنايع دستي ، تجارت ، اشتغال داشته اند . توليدات آنها عبارت بوده است از اسب ، گوسفند ، پوست بره ،ابريشم ،مصنوعات ابريشمي ، قالي ، قاليچه ، گليم ، نمد ، پنبه ،گندم ،جو، كنجد و ترياك كه در سواحل درياي خزر ، از حاجي طرخان تا مشهد سر و انزلي و باكو عرضه مي شده است ، و تجار تركمن آنچنان معتبر و مورد قبول بوده اند كه بدون سند ، هر نوع معامله اي را انجام مي داده اند.
سطح مصرف پائين بود ، و اين اضافه توليد ، بصورت اجناس قيمتي و طلا و نقره در مي آمد . در سال هاي بعد از 1312 كه بانك ملي ايران براي تامين پشتوانه اسكناس شروع بخريد طلا و نقره نمود، دلالان از هر سو به تركمن صحرا نفوذ كردند . يكي از اين دلالان وقتي به نگارنده اظهار داشت كه در سالهاي مزبور طلا و نقره در خانه ها و اوي هاي تركمني به حد وفور بود . هر زن و دختر تركمن به تناسب بضاعت تا چند كيلو نقره و طلا بصورت تزئينات ، بر لباس ها و يا در صندوق هاي خود داشتند و علاوه بر اين در اغلب خانه ها ،سكه هاي طلا و نقره در خرجين ها نگهداري مي شد.
ج): طوفان رضا خاني
رضا شاه دزدان و راهزنان را از سر راههاي ايران برداشت و بافراد ملت خود فهماند كه منبعد در سراسر ايران فقط يك راهزن بايدوجود داشته باشد.اين جمله اي است كه يكي از نمايندگان مجلس عوام انگليس مي گويد :رضاخان مير پنج در اسفند 1299 ، طبق نقشه ايكه ايرون سايد و ميدل استوفرماندهان قواي انگليس در قزوين ، و نورمن سفير انگليس در تهران تنظيم نموده بودند با هشت عرابه توپ و هجده مسلسل و تعدادي تفنگ و ساز و برگ جنگي كه پادگان انگليس مستقر در قزوين در اختيارش گذارده بود ، به تهران آمد و در كابينه سيد ضياء الدين طباطبائي ،بعنوان سردار سپه وزير جنگ شد ، و در بيست و يكم آذر ماه 1304 پس از يك دوره رئيس الوزرائي به تخت سلطنت نشست. در اين تاريخ او ثروتي نداشت و از لحاظ دولت و مكنت ،مرد بي چيزي بود . اما وقتي پس از 16 سال سلطنت در بيست و پنجم شهريور ماه 1320 ، باز هم به دستور انگليسيها ،از سلطنت كنار رفت، حاصلخيزترين دهات و روستاهاي گيلان و مازندران و گرگان وصحراي تركمن و ديگر نقاط كشور را تملك كرده بود ، و از محل در آمد آنها ،يكي از ثروتمندترين مردان دنيا به شمار مي رفت . اين ثروت بصورت اوراق سهام ، اندوخته هاي نقدي و فلزي در بانك هاي معروف جهان ، بامانت گذاشته شده بود.
د): قانون 1312 و آغاز فئوداليسم رضاخاني در تركمن صحرا
غصب املاك بدين شكل آغاز شد ، كه در سال 1312 قانوني به تصويب رسيد تحت عنوان راجع به فروش خالصجات و قرضه هاي فلاحتي و صنعتي كه بموجب آن ،دولت اجازه ميافت كليه خالصجات را به فروش رسانيده و بهاء آنرا به امور مندرج در قانون مزبور اختصاص دهد . خالصجات براي فروش عرضه شد ، وشاه تمام آنها را خريد ، و سپس تحت اين عنوان به سراغ ساير املاك رفت .نحوه غصب ،بنا باوضاع و احوال هر نقطه مملكت ،شكل خاصي داشت . در نقاطي كه اصول ارباب و رعيتي حكمفرما بود ، به مالكانه از طرف وزارت ماليه اخطار مي شد كه : چون مقرر است كه شما … داراي ملك و علاقجات و آب و خاكي در فلاكي ايالت نباشيد عليهذا مقتضي است از اين تاريخ تا مدت يكسال به اشخاصي كه صلاحيت آن ها براي خريداري املاك شما از طرف كمسيوني كه در محل تشكيل خواهد شد تصديق شود اقدام به فروش تمام املاك خود تان بنمائيد ، چنانچه پس از انقضاي مدت مقرر اقدام به فروش ننموده باشيد وزارت دارائي املاك مزبور را تصرف نموده و در قبال بهاي آن املاكي براي شما تهيه خواهد نمود.چون معمولا خريداري كه واجد چنين شرائطي باشد نبود ، رضا شاه خود به ثمن بخس اين املاك را مي خريد و يا وزارت دارائي آن را مصادره نموده ، و به شاه انتقال ميداد. گاهي هم كه مالكان در مقابل اراده شاه ، مقاومت ميكردند ،سرو كارشان باغل و زنجير ،حبس و تبعيد بود . هم جانشان بخطر مي افتاد و هم زمين و ملك از يدشان خارج مي شد.املاكي كه متعلق بخرده مالكان بود ، ديگر اين تشريفات را نداشت ، و فرمانداران بكمك ژاندارمري ،خود در محل مسئله را حل مي كردند و خرده پاها را وادار مي نمودند كه اراضي خود را بشاه انتقال قطعي دهند.
امور اين قبيل املاك در سازماني متمركز شد بنام اداره املاك اختصاصي كه اغلب فرمانداران و يا فرماندهان ، امور آنرا اداره مي كردند.در مجلس سيزدهم يكي از وكلا گفت : در دوره سلطنت رضا شاه بالغ بر 44000 سند مالكيت بنام او صادر شده در اين رقبات مناسبات ارباب و رعيتي به بدترين شكل خود ،برقرار بود.زيرا هم شاه به جان مردم و روستانشينان افتاده بود،و هم فرمانداران و مباشران و مامورين وصول و ژاندارمها ، هر يك بفراخور حال مي خواستند طرفي بندند ،و اين رعيت سيه روز بود كه مي بايست جور همه را بكشد.  منبع: روزنامه گلشن مهر
+ نوشته شده در  ساعت   توسط رسول چوگان (بندرترکمن) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
اولو تنگرينينگ آدی‌ايله

فرهنگ‌دوستان عزيز و هموطنان گرامی!

ما بر آنيم در اين وبلاگ به معرفی فرهنگ قومی تركمن و شاعر پرآوازه و بزرگ ترکمن‌های هموطن خود بپردازیم. مختومقلی شاعر پيام‌آور ترکمن‌ها است.

گلسه نوروز عالمه

کونه سرای بودنيا هر ييلدا دورت گزک اويت گه يار. بازار چاليش يار. ياز پاسلی گلنده تازه اگن اشيگه بزنيب عالمه گورک بريار.

بيک شاهيريميز مختومقلی ننگ آيديشی يالی زمين جنبش ايلاب گوگ ياشل گينيب تازه جان آلب دورمشه بوشلق بريار.

يونه زميننگ جنبشی ايچدن بولب , جوشيب , حرکت اديب ير يوزينده آل ياشيل بزنیپ گل بنوشه اووسيب گورينيان بولسه بيز آدملر ياغديی نننگ بوليان اکن ؟!

تازه گينيب کوچا چيقماغميز يکه اوزی تازه ليگدن نشان بولرمیقا ؟ اوزگرش طبيعت ده ایچدن باشلنيان بولسه , سونگ صحرا چوللره گل گلالک اووسيب مشک و عنبر کوکرديان بولسه , بيز انسان لره هم البت , ايچگی دويغی لرميز , دوشنجلرميزی اوزگردمک گرکدور . ايچينی آراستالاماديق ناحيلی داشينی آراستالارقا ؟!

پیوندهای روزانه
عکس ماهواره ای
روزنامه همشهری
صدا و سیما
صبح بخیر ایران
سبزینه
انجمن درمانگران ایران
سايت اطلاع رساني گلستان
پشتيباني شبكه
هكر هاي اينترنتي
ابراز همدردي (زلزله سونامي)
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
9/23/2006 - 10/22/2006
3/21/2006 - 4/20/2006
10/23/2005 - 11/21/2005
6/22/2005 - 7/22/2005
پیوندها
هفته نامه ترکمن
یگیت(فرهنگ ترکمن)
عالم غوشار(ترکمن صحرا)
تانیس(فرهنگ ترکمن)
دوستانه
خبرگزاری ورزشی ایران
جشنواره خوارزمی
دکتر جلالی
داده غزال
سازمان سنجش کشور
پیک سنجش
دیباگران تهران
کنکور
شاهکوه(مرکز ICT ايران)
بچه های قرآن
شبديكس
كتابخانه مجازى ايران
شبكه کامپیوتر فارسی(معرفی نرم افزار)
خودرو وب
خبرگزاری میراث فرهنگی ایران
انجمن درمانگران ایران
خانه عکاسان ایران
آگرین آنلاین
کارگاه
طراحی سایت فارسی
بزرگان ایران
پارس فوتبال
بنیاد ایران شناسی
جوان ایران
مجله اینترنت
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM